وي در سال 1968 فيلم كوتاه «پخش» (Broadcast) را ساخت كه موفق به كسب جايزه منتقدين از جشنواره فيلم تسالونيكي شد.
در پايان سال 1970 بود كه «آنجلوپولوس» سرانجام اولين فيلم بلندش را كارگرداني كرد و «بازسازي» را ساخت. وي در اين فيلم داستان قتل يك مهاجر يوناني را بهتصوير كشيد كه پس از بازگشت از آلمان توسط همسر و معشوقه همسرش كشته ميشود.
اين فيلم بهجهت موضوع خاص آن توانست شهرت فراواني براي «آنجلوپولوس» بههمراه آورد. از جمله جوايز سينمايي كه اين فيلم كسب كرد ميتوان به جايزه فدراسيون بينالمللي منتقدين فيلم از جشنواره برلين، پنج جايزه اصلي جشنواره تسالونيكي و بهترين فيلم سينماي فرانسه در سال 1971 اشاره كرد.
«آنجلوپولوس» سه فيلم بعدياش در قالب سهگانهاي درباره تاريخ معاصر يونان ساخت. «روزهاي 36» اولين قسمت از اين سهگانه بود كه دوران پيش از انتخابات يونان و ديكتاتوري ژنرال متاكساس را نشان ميدهد. اين فيلم در سال 1970 جايزه «فيپرشي» را از جشنواره برلين كسب كرد.
قسمت دوم اين سهگانه، «بازيگران مسافر» بود كه در سال 1975 ساخته شد. اين فيلم كه از شاهكارهاي سينماي معاصر محسوب ميشود، داستان سفر يك گروه از بازيگران خارجي به يونان بين سالهاي 1939 تا 1952 است.
اين فيلم در جشنواره كن جايزه فدراسيون بينالمللي منتقدين فيلم را كسب كرد، در جشنوارهي تسالونيكي جايزه بهترين فيلم، كارگرداني و بازيگري را گرفت، بهترين فيلم سال از سوي انجمن فيلم بريتانيا شناخته شد، ازسوي انجمن منتقدين فيلم ايتاليا بهترين فيلم سال انتخاب شد و جايزه «عصر طلايي» را از جشنواره بروكسل گرفت.
«آنجلوپولوس» در سال 1977 با ساخت فيلم «شكارچيان»، سهگانهاش را تكميل كرد. اين فيلم كه درباره كشف جسد يك سرباز مبارز توسط چند شكارچي است، بهنوعي تاريخ سياسي يونان بين سالهاي 1949 تا 1977 را بهتصوير كشيده است. اين فيلم در سال 1978 جايزه «هوگو طلايي»، بهترين فيلم را از جشنوارهي شيكاگو كسب كرد.
وي با ساخت فيلم «اسكندر كبير» در سال 1980، بارديگر به موضوع «قدرت حكمرانان» پرداخت و توانست جايزه شير طلايي و جايزه فيپرشي را از جشنواره ونيز كسب كند.
«آنجلوپولوس» در سال 1983 در فيلم «سفر به سياترا» براي اولينبار با «تونينو گوئرا»، شاعر و فيلمنامهنويس معروف همكاري كرد و نتيجه آن كسب جايزه بهترين فيلمنامه و جايزه فيپرشي از جشنواره كن در سال 1984 بود. اين فيلم داستان كارگردانيست كه قصد دارد فيلمي درباره پدرش بسازد و بههمين منظور پس از 30 سال تبعيد به شوروي بازميگردد.
اين كارگردان بزرگ يوناني در ادامه هنر فيلمسازياش، آثار مطرحتر و پختهتري را به سينماي جهان عرضه كرد و بيش از پيش به چهرهاي بيبديل در سينما تبديل ميشد و كارنامه سينمايياش را پر از افتخارات و جوايز كرد.
وي در سال 1986 فيلم «زنبوردار» و پس از آن يكي ديگر از شاهكارهايش، يعني «چشماندازي در مه» را ساخت و توانست شير نقرهاي جشنواره ونيز را براي بهترين كارگرداني كسب كند و در جوايز فيلم اروپا نيز در سال 1989 بهترين فيلم سال انتخاب شود. «چشماندازي در مه» كه سفر دو كودك براي يافتن پدر خياليشان را نشان ميدهد، درواقع نگاه «آنجلوپولوس» به دنياي بدون روح را نشان ميدهد.
«گامهاي معلق لكلك» فيلم بعدي اين كارگردان بزرگ است كه در سال 1991 ساخته شد و تمجيد دوباره منتقدان جهاني را برايش بههمراه آورد. «نگاه خيره اوليس» كه در سال 1995 به سينما آمد، «آنجلوپولوس» را به كسب جايزه بزرگ هيات داوران جشنواره كن، جايزه فيپرشي و عنوان فيلمساز برتر سال قاره اروپا از اين جشنواره رساند.
اما اين فيلم «ابديت و يك روز» بود كه در سال 1998 سرانجام نخل طلاي كن را براي «آنجلوپولوس» به ارمغان آورد و توانست نماينده سينماي يونان در جوايز اسكار بهترين فيلم خارجي شود. آخرين فيلم اين كارگردان «دشت گريان» بود كه در سال 2004 به پرده سينماهاي جهان آمد. وي اكنون فيلم جديدش «غبار زمان» را آماده اكران دارد.
در ذيل نگاهي به چهار دهه افتخارات سينمايي «تئو آنجلوپولوس» داريم:
*جايزه فيپرشي و تقدير ويژه از جشنواره برلين در سال 1971 براي فيلم «بازسازي»
*جايزه فيپرشي جشنواره برلين در سال 1973 براي «روزهاي 36»
*جايزه بهترين فيلم سال از انجمن فيلم بريتانيا در سال 1975 براي «بازيگران مسافر»
*جايزه نخل طلاي جشنواره كن و جايزه بهترين فيلم معنوي در سال 1998 براي فيلم «ابديت و يك روز»
*جايزه فيپرشي و جايزه بزرگ هيأتداوران جشنواره كن در سال 1995 براي فيلم «نگاه خيره اوليس»
*جايزه فيپرشي و بهترين فيلمنامه از جشنواره كن سال 1984 براي فيلم «سفر به سياترا»
*جايزه فيپرشي جشنواره كن در سال 1975 براي «بازيگران مسافر»
*دو جايزه فيپرشي از جوايز فيلم اروپا در سالهاي 1995 (نگاه خيره اوليس) و 2004 (دشت گريان)
*جايزه شير طلايي و جايزه فيپرشي جشنواره ونيز در سال 1980 براي «اسكندر كبير»
*جايزه شير نقره جشنواره ونيز در سال 1988 براي «چشماندازي در مه»
انتهاي پيام


