تبليغاتX
filmfestival

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:14 توسط كمال حاجي پور |


آكيرا كوروساوا»، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلم‌نامه‌نويس افسانه‌اي سينماي ژاپن 10 سال قبل در ششم سپتامبر 1998 در سن 88 سالگي درگذشت.

«آكيرا كوروساوا» روز بيست‌وسوم مارس 1910 در حومه توكيو، پايتخت ژاپن ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:6 توسط كمال حاجي پور |


امروز (جمعه) شصت‌وششمين سال‌روز تولد «ورنر هرتزوگ»، كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس و بازيگر سرشناس آلماني است.

 «ورنر هرتزوگ» متولد پنجم سپتامبر 1942 در مونيخ آلمان است. او كه از نسل جديد سينماي آلمان محسوب مي‌شود، قهرمانان فيلم‌هايش روياهاي تحقق‌ناپذير دارند يا استعدادهاي استثنايي آنها ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:26 توسط كمال حاجي پور |


«فرانچسكو روزاريو كاپرا»، كارگردان ايتاليايي‌تبار و برنده سه‌ جايزه‌ بهترين كارگرداني اسكار، 17سال پيش در سوم سپتامبر 1991 در سن 94 سالگي درگذشت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «روزاريو كاپرا» متولد هجدهم مي 1897 در سيسيل ايتاليا بود كه در شش سالگي به‌همراه ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:47 توسط كمال حاجي پور |


امروز (يكشنبه) سي‌وپنجمين سال‌روز درگذشت «جان آلويسيوس فيني»، معروف به «جان فورد»، كارگردان افسانه‌اي سينماي آمريكا و از بزرگ‌ترين وسترن‌سازان تاريخ هاليوود است كه سابقه چهار بار كسب اسكار بهترين كارگرداني را به‌همراه داشت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «جان فورد» روز اول فوريه 1894 در «ماين» آمريكا و از خانواده‌اي ايرلندي مهاجر چشم به جهان گشود. او شهرت فراوان خود را به‌واسطه‌ ساخت فيلم‌هاي وسترن از جمله.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 13:58 توسط كمال حاجي پور |


رايموند رومن پولانسكي» كارگردان و بازيگر لهستاني، خالق آثاري چون «محله چيني‌ها» ، «پيانيست» و «بچه‌هاي رزماري» در آستانه 75 سالگي، همچنان يكي از مطرح‌ترين فيلمسازان معاصر جهان به‌ شمار مي‌رود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رومن پولانسكي متولد 18 آگوست (28 مرداد) 1933 ميلادي در پاريس فرانسه است، اين سينماگر علاوه بر بازيگري، تهيه كنندگي و فيلمنامه‌نويسي تاكنون كارگرداني 29 فيلم را در كارنامه هنري خود به ثبت رسانده است.

پولانسكي تاكنون علاوه بر دريافت اسكار بهترين كارگرداني براي فيلم «پيانيست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 14:1 توسط كمال حاجي پور |


رابرت دنیرو یکی از قوی‌ترین بازیگران سینمای آمریکا و از آخرین نمایندگان نسلی است که هنر بازیگری را با هوشمندی و تسلط حرفه‌ای همراه کردند. روز هفدهم اوت مصادف است با شصت و پنجمین سالگرد تولد این هنرپیشه پرتوان آمریکایی.

رابرت دنیرو در ۱۷ اوت ۱۹۴۳ در نیویورک به دنیا آمد. پدر و مادرش هنرمند بودند. هنگامی که تنها دو سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و او نزد مادر خود بزرگ شد. از ابتدای کودکی به خوبی می‌دانست که زندگی او تنها در صحنه نمایش است که به شکوفایی می‌رسد.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دنیرو در برلینالههنگامی که رابرت دنیرو هنوز دانش‌آموز دبیرستان بود، در چند دوره بازیگری شرکت کرد که از همه مهم‌تر کلاس‌های تربیت هنرپیشگی لی استراسبرگ بود که او را با شیوه بازیگری حسی آشنا کرد. اصول بازیگری علمی، با مطالعه دقیق نقش و ریزه‌کاری‌های آن همراه است، به گونه‌ای که نقش روی صحنه و روبروی دوربین، زنده شود و جان بگیرد. این روش علمی، بازیگر را قادر می‌سازد که با استفاده از رشته‌ای از تجربه‌ها و تمرین‌های مداوم، در پوست شخصیت دلخواه فرو رود، ............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 16:20 توسط كمال حاجي پور |


ويم وندرس» - كارگردان، فيلمنامه‌نويس، نويسنده و عكاس سرشناس آلماني - 54 سال پيش در چهاردهم اوت 1945 در دوسلدورف متولد شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «ويم وندرس» تحصيلات آكادميك خود را در دو رشته‌ي فلسفه از دانشگاه دوسلدورف و پزشكي از دانشگاه فرايبورگ به پايان رساند؛ اما در سال 1966 به پاريس رفت تا نقاش شود.

او در آزمون ورودي مدرسه‌ي ملي فيلم فرانسه پذيرفته نشد؛ اما در همان زمان در استوديو «جاني فردلندر» (هنرمند آمريكايي) مشغول به‌كار شد. در اين مدت، با سينما آشنا شد و روزانه پنج فيلم سينمايي تماشا مي‌كرد.

«وندرس» يك سال بعد به آلمان بازگشت و به دانشگاه فيلم و تلويزيون مونيخ رفت و هم‌زمان در نشرياتي چون «اشپيگل» مطلب مي‌نوشت.

«وندرس» فعاليت رسمي خود را در سينما در دهه‌ي 60 آغاز كرد و به‌عنوان يكي از سينماگران بزرگ معاصر آلمان، اولين تجربه‌ي كارگرداني‌اش را در سال 1970 با فيلم «تابستان در شهر» بدست آورد.

او پس از آن، فيلم‌هاي «ترس دروازه‌بان از ضربه‌ي پنالتي» (1972)، «داغ ننگ» (1973)،‌ «آليس در شهر» (1974)، «حركت غلط» (1975) و «پادشاهان جاده» (1976) را ساخت.

اولين جايزه‌ي سينمايي معتبري كه «وندرس» كسب كرد، شير طلايي جشنواره‌ي ونيز در سال 1982 براي فيلم «وضعيت اوضاع» بود. دو سال بعد، او براي فيلم «پاريس تگزاس» نخل طلاي كن را گرفت.

«وندرس» سپس در سال 1987 براي فيلم «بال‌هاي اشتياق» جايزه بهترين كارگرداني جشنواره كن را به‌دست آورد. وي در سال 1989 دكتري افتخاري دانشگاه سوربن پاريس را هم دريافت كرد.

اين كارگردان برجسته در سال 2005 جايزه افتخاري پلنگ طلايي جشنواره فيلم لوكارنو را براي يك عمر دستاورد سينمايي به افتخارات سينمايي‌اش افزود.

وي در كارنامه سينمايي‌اش، ساخت آثار مستندي را نيز دارد كه از معروف‌ترين آن‌ها، «باشگاه اجتماعي بونا ويستا» درباره موسيقي‌دانان كوبا و «روح يك مرد» درباره گروه‌هاي موسيقي بلوز در آمريكاست.

او همچنين عضو شوراي مشورت بنياد سينماي جهان است كه توسط «مارتين اسكورسيزي» پايه‌گذاري شده است.

از ديگر ساخته‌هاي «وندرس» مي‌توان به «فراسوي ابرها» (1995)، «داستان ليسبون» (1994)، «برادران‌اسكلافوفسكي» (1995) و «هتل ميليون دلاري» (2000) اشاره كرد.

او آخرين فيلم خود را سال گذشته با عنوان «فيلم‌برداري در پارلرمو» ساخت.

وي در سال 2000 براي فيلم «هتل ميليون‌دلاري» جايزه خرس نقره‌يي برلين را گرفت و در سال 1993 براي فيلم «خيلي دور، خيلي نزديك»، بهترين كارگردان كن شد.

«پاريس، تگزاس» در سال 1984 همچنين جايزه بهترين كارگرداني را از جوايز آكادمي فيلم انگليس (بافتا) براي او به‌همراه آورد.

«وندرس» اخيرا به‌عنوان رييس هيأت داوران شصت‌ و پنجمين جشنواره فيلم ونيز ايتاليا انتخاب شد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8705-13147

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 15:32 توسط كمال حاجي پور |


 آلفرد جوزف هيچكاك»، فيلم‌ساز افسانه‌اي و تاثير‌گذار انگليسي و پيشگام تكنيك‌هاي بديع در ژانرهاي تريلر رواني و تعليق، 109 سال قبل در روز سيزدهم اوت 1899 در لندن چشم به جهان گشود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «آلفرد هيچكاك» كوچك‌ترين فرزند يك خانواده پنج نفره بود كه از پدري ميوه‌فروش با اعتقادات كاتوليك متولد شد. او اغلب دوران كودكي‌اش را در تنهايي و انزوا مي گذراند.

«هيچكاك» پس از يك دوره‌ي موفق فيلم‌سازي در زادگاهش انگلستان كه هم فيلم‌هاي صامت و هم فيلم‌هاي صدادار را شامل مي‌شد، به هاليوود پيوست و در سال ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:10 توسط كمال حاجي پور |


۸ اوت مصادف است با ۷۰مین سالگرد تولد داستین هافمان، هنرپیشه‌ای کوتاه‌قد که بی‌تردید یکی از غولهای سینمای جهان محسوب می‌شود. او هنرپیشه‌ا‌ی است که در طول چهار دهه گذشته در هر نقشی ظاهر شده و در هر ژانری بازیگری کرده است.

داستین هافمان با فیلم «فارغ التحصیل» محصول سال ۱۹۶۷ سر زبانها افتاد و برای بازیگری در آن نیز نامزد دریافت جایزه اسکار نیز شد. او در این فیلم دیدنی نقش جوان دانشجویی به نام بنجامین برادوک را بازی می‌کنند که مادر دوستش، خانم رابینسون او را به اصطلاح از راه به در کرده و با او رابطه جنسی برقرار می‌کند.

 

نقش‌آفرینی تحسین‌برانگیز داستین هافمان در این فیلم سبب شد که تیپ کاملا متفاوتی از هنرپیشگان مرد که تا آن زمان در هالیوود مورد توجه و ستایش قرار داشتند، به صحنه وارد شود.

 

صحنه‌ای از فیلم به‌یاد ماندنی «فارغ التحصیل»Bildunterschrift: صحنه‌ای از فیلم به‌یاد ماندنی «فارغ التحصیل»ادوارد نورتن، یکی از هنرپیشگان جوان و مطرح هالیوود در حال حاضر معتقد  است: «پیش از آنکه داستین هافمن در فیلم «فارغ التحصیل» بازی کند، مردانی چون رابرت ردفورد و یا پل نیومن بودند که نقش اول به آنها سپرده می‌شد. هافمن این روند را دگرگون کرد و بعد از او، هنرپیشگانی چون رابرت دو نیرو و جین هکمن و دیگران وارد صحنه شدند و نقشهایی را برعهده گرفتند که تا آن زمان ممکن نبود ایفای آن به آنها سپرده شود.»

 

داستین هافمن بازیگری را از تئاتری در لس آنجلس شروع کرد و سپس به برادوی در نیویورک روی آورد. ورود او به صحنه سینما شاید دلیلی دیگر جز عشق و علاقه به فیلم داشته باشد، چون خود او در سال ۱۹۹۹ در هنگام دریافت جایزه موسسه فیلم آمریکا برای یک عمر فعالیت هنریش به شوخی اظهار داشته بود که جلب توجه دختران و برقراری رابطه با آنها نقش مهمی در تصمیم‌گیری او برای قدم گذاشتن به دنیای فیلم بازی می‌کرده است.

 

هافمن بعد از فیلم «فارغ التحصیل» نقشی کاملا متفاوت را در سال ۱۹۶۹ در فیلمی به نام «کابوی نیمه‌شب» برعهده گرفت، نقش کلاهبرداری کوچک که می‌لنگد و به بیماری ریوی دچار است. «بزرگمرد کوچک»، «پاپیون»، «تمام مردان رییس جمهوری» و «دونده‌ی مارتون» از جمله فیلمهای تماشایی و به‌یادماندنی داستین هافمن در دهه ۷۰ میلادی هستند.

 

صحنه‌ای از فیلم Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  صحنه‌ای از فیلم "مرد بارانی"او در فیلم «تمام مردان رییس جمهوری» محصول سال ۱۹۶۷، در کنار رابرت ردفورد نقش یکی از دو خبرنگاری را ایفا می‌کند که از ماجرای واترگیت پرده برمی‌دارند؛ رسوایی‌ای که به کنارگیری ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا انجامیده بود. از فیلم «دونده‌ی مارتون» شاید بیش از همه آن صحنه‌هایی از فیلم درذهن نقش بسته باشد که در آن داستین هافمان توسط یکی از پزشکان جنایتکار دوران نازی شکنجه می‌شود.

 

این هنرپیشه توانمند آمریکایی در سال ۱۹۸۰ برای ایفاگری در درام پراحساس «کریمر علیه کریمر» جایزه اسکار بهترین نقش اول مرد را دریافت کرد. ظاهر شدن در نقش یک خواننده و هنرمند زن در فیلم «توتسی» در سال ۱۹۸۲ به خوبی نمایانگر قابلیتهای چند جانبه داستین هافمان برای ایفای چهره‌ها و شخصیتهایی کاملا متفاوت است.

 

داستین هافمان (چپ) در کنار رابرت ردفورد در صحنه‌ای از فیلم «تمام مردان رییس جمهور»Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  داستین هافمان (چپ) در کنار رابرت ردفورد در صحنه‌ای از فیلم «تمام مردان رییس جمهور»به عقیده سیدنی پولاک، کارگردان معروف هالیوود، داستین هافمان هنرپیشه‌ای است که به تمام‌گرایی گرایش دارد و از آن گذشته می‌تواند به تمام و کمال احساسات و اندیشه‌های شخصیت فیلم را درک کند و به تصویر بکشد. او از داستین هافمان همچنین به عنوان بازیگری یاد می‌کند که همواره کوشیده و می‌کوشد، ایده‌ها و پیشنهادهای بکر خود را به فیلم وارد کند. پولاک با طنز می‌گوید: «ما هر روز پیش از آنکه کار فیلمبرداری را شروع کنیم، نیم ساعت با هم بحث و مشاجره می‌کردیم.»

 

در سال ۱۹۸۹ بود که بازیگری در نقش مردی اوتیست، در فیلم Rainman دومین جایزه اسکار را برای داستین هافمن به ارمغان آورد. این هنرپیشه محبوب آمریکایی که امروز (هشتم ماه اوت) هفتادمن سالگرد تولدش را جشن می‌گیرد، از آن زمان تا کنون در فیلمهای مختلفی نقش‌آفرینی کرده و به نظر می‌رسد که به این زودیها نیز خیال بازنشستگی ندارد. او خود درباره پیری می‌گوید: «من خوشم نمی‌آید که اینقدر زود پیر می‌شوم، اما خوشحالم که به این خوبی پخته و دنیا‌دیده شده‌ام.»

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 16:46 توسط كمال حاجي پور |


ميكلانجلو آنتونيوني»، بنيان‌گذار سينماي مدرن ايتاليا كه برخي ساخته‌هاي او از ماندگارترين آثار سينمايي جهان هستند، سال گذشته در چنين روزي در سن 94 سالگي درگذشت.

 «ميكلانجلو آنتونيوني» كه متولد 29 سپتامبر 1912 در «فررا» ايتاليا بود، روز سي‌ام جولاي سال گذشته، همان روزي كه «اينگمار برگمن»، ديگر فيلم‌ساز بزرگ سينماي جهان چشم از جهان فروبست، درگذشت.

وي در خانواده‌اي كارگر متولد شد و از همان كودكي علاقه‌اش به هنر را با نواختن موسيقي و نقاشي نشان داد.

«آنتونيوني» به‌عنوان يك ويولنيست متبحر، اولين كنسرت خود را در 9 سالگي اجرا كرد؛ هرچند با ورود به عالم سينما، ديگر از ويولن دست كشيد.

باوجود فارغ‌التحصيلي از دانشگاه بولونيا در رشته‌ اقتصاد، وي به‌عنوان يك روزنامه‌نگار سينمايي در سال 1940 در رم مشغول به‌كار شد. اولين فعاليت‌هاي سينمايي او در سال 1942 رقم خورد كه با همكاري «روبرتو روسليني»، فيلم‌نامه‌ي

«بازگشت خلبان» را نوشت و پس از آن به‌عنوان دستيار كارگردان «انريكو فولچينوني» مشغول به‌كار شد.

«آنتونيوني» اولين فيلم كوتاه خود را در سال 1947 با نام «مردمان پو» ساخت كه براي ساخت آن چهار سال به تكاپو افتاده بود. اما اولين فيلم بلند اين كارگردان ايتاليايي در سال 1950 با عنوان «دروغ‌هاي عشق» به‌تصوير كشيده شد.

او سپس فيلم «شكست‌خورده» را در سال 1952 ساخت كه در سه كشور فرانسه، ايتاليا و انگليس فيلم‌برداري شد. «زني بدون كامليا» (1953)، و «گريه» (1957) از فيلم‌هاي بعدي «آنتونيوني» بودند كه هريك از آنها به مباحث اجتماعي طبقه‌ كارگر پرداخته‌اند.

اولين موفقيت بين‌المللي اين كارگردان بزرگ در سال 1960 با فيلم «ماجرا» رقم خورد كه در جشنواره‌ فيلم كن با استقبال همراه شد. او موفقيت‌هاي جهاني‌اش را با «شب» (1961) و «كسوف» (1962) ادامه داد. اين سه‌فيلم با توجه به شباهت در سبك و موضوع كه هرسه به نگراني‌هاي بشر امروز پرداخته‌اند، عموما به سه‌گانه‌هاي «آنتونيوني» معروف هستند.

اولين فيلم رنگي بنيان‌گذار سينماي مدرن ايتاليا در سال 1964 با نام «صحراي سرخ» ساخته شد كه اين فيلم نيز بعضا ادامه‌ اين سه‌گانه محسوب مي‌شود.

«آنتونيوني» يك سال بعد از ساخت «صحراي سرخ»، با امضاي قرارداد همكاري با يك تهيه‌كننده انگليسي، ساخت سه‌ فيلم انگليسي‌زبان براي استوديو MGM را برعهده گرفت. اولين اين فيلم‌ها، «آگرانديسمان» بود كه در سال 1966 ساخته شد و موفقيت زيادي كسب كرد.

دومين آن «نقطه زابريسكي» در سال 1970 بود كه اولين فيلم «آنتونيوني» بود كه در آمريكا ساخته مي‌شد كه البته در مقايسه با «آگرانديسمان» درخشش كمتري داشت. سومين فيلم «آنتونيوني» در اين توافق‌نامه «مسافر» بود كه در سال 1975 با حضور «جك نيكلسون» ساخته شد و مورد پسند منتقدين قرار گرفت.

البته «آنتونيوني» در فاصله ساخت «نقطه زابريسكي» و «مسافر»، فيلم مستندي به‌نام «چونگ كو» با موضوع انقلاب فرهنگي چين نيز ساخت كه از سوي مقامات دولتي چين شديدا محكوم شد.

«آنتونيوني» در سال 1980 فيلم «راز اوبروالد» و دو سال پس از آن «شناسايي يك زن» را در ايتاليا ساخت. وي در سال 1985 دچار عارضه‌ سكته مغزي شد، اما با وجود فلج نسبي و مشكل تكلم، همچنان به فيلم‌سازي ادامه مي‌داد.

«فراسوي ابرها» در سال 1995 اولين فيلم «آنتونيوني» پس از اين عارضه بود كه «ويم وندرس»، كارگردان آلماني چند صحنه از آن را كارگرداني كرد كه نتيجه‌ آن كسب جايزه‌ فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره‌ فيلم ونيز بود.

«آنتونيوني» در سال 1996 جايزه‌ يك عمر دستاورد شغلي را از آكادمي اسكار از دستان «جك نيلكسون» دريافت كرد، اما چندماه بعد از آن دزدان اين تنديس را به سرقت بردند. اين كارگردان فقيد آخرين فيلم خود را در سال 2004 با نام «اروس» ساخت.

محتواي فيلم‌هاي «آنتونيوني» را اغلب اضطراب، ترديد و نگراني‌هاي بشر امروز و عدم توانايي او در برقراري ارتباط معنوي با ديگران تشكيل مي‌دهند. نكته‌ بارز در فيلم‌هاي او، سكوت‌ها و خلاء‌هاي فراوان است.

وي در طول شش دهه فعاليت سينمايي موفق به كسب عناوين و جوايز سينمايي فراواني شد كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:

جايزه افتخاري آكادمي اسكار براي يك عمر دستاورد شغلي در سال 1995؛ نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني و فيلم‌نامه اصلي براي «آگرانديسمان» در سال 1966؛ جايزه فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره برلين براي مجموع آثار در سال 1961؛ جايزه خرس طلايي جشنواره‌ برلين براي فيلم «شب» در سال 1961؛ جايزه بهترين فيلم اروپا از جوايز فيلم

«بوديل» دانمارك براي فيلم «حرفه؛ خبرنگار» در سال 1976؛ جايزه سي‌وپنجمين سالگرد جشنواره‌ كن براي «شناسايي يك زن» در سال 1982؛ جايزه نخل طلاي جشنواره كن براي «آگرانديسمان» در سال 1967؛ جايزه‌ ويژه هيات داوران جشنواره كن براي «كسوف» در سال 1962؛ جايزه هيات داوران جشنواره كن براي «ماجرا» در سال 1960؛

جايزه‌ لوچينو ويسكونتي در سال 1976؛ جايزه فيلم اروپا براي يك عمر دستاورد شغلي در سال 1993؛ جايزه بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدين فيلم فرانسه براي «آگرانديسمان» در سال 1968؛ جايزه يك عمر دستاورد شغلي از جشنواره‌ فيلم استانبول در سال 1996؛ جايزه‌ ربان نقره‌اي از انجمن ملي روزنامه‌نگاران سينمايي ايتاليا براي بهترين كارگرداني براي فيلم «حرفه؛ خبرنگار» در سال 1976؛ * جايزه ربان نقره‌اي بهترين كارگردان فيلم خارجي براي «آگرانديسمان» در سال 1968؛ * جايزه‌ يوزپلنگ طلايي جشنواره‌ فيلم لوكارنو براي «گريه» درسال 1957؛ * جايزه‌ گرند پريكس جشنواره‌ فيلم مونترال براي دستاورد هنري در سينما در سال 1995 و جوايز فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره‌ وايادوليد اسپانيا براي فيلم كوتاه «نگاه ميكلانجلو» در سال 2004؛ فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره‌ ونيز براي «فراسوي ابرها» در سال 1995.

گفتني است: «آنتونيوني» در سال 1975 به‌عنوان خبرنگار براي حضور در جشنواره‌ جهاني فيلم تهران به ايران سفر كرده بود.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 13:55 توسط كمال حاجي پور |


«اينگمار برگمن»، كارگرداني فقيد سوئدي و از بزرگ‌ترين فيلم‌سازان سينماي جهان كه ‌٩ بار نامزد جايزه اسكار بود، ‌٩٠ سال پيش در چهاردهم جولاي ‌١٩١٨ چشم به جهان گشود.

 «اينگمار برگمن» متولد شهر «اوپسالا» سوئد بود كه در طول شش دهه فعاليت هنري، از كارگردانان بزرگ سينما، تئاتر و اپرا محسوب مي‌شد. او در توصيف شرايط زندگي انساني از مايه‌هاي كمدي، اميد، ياس و نااميدي بهره مي‌گرفت.

«برگمن» طي سال‌ها فعاليت سينمايي درمجموع ‌٦٢ فيلم ساخت كه فيلم‌نامه بسياري از آنان را نيز خودش نوشته بود. كارگرداني ‌١٧٠ نمايش تئاتر از او يك چهره درخشان در عرصه اين هنر نمايشي ساخته بود.

او بيش از ‌٦٠ سال در سطح اول فيلم‌سازي جهان قرار داشت، اما پس از آن‌كه به او اتهام فرار از ماليات زدند، در سال ‌١٩٧٦ خود را به آلمان تبعيد كرد و به مدت هشت سال از دنياي سينما كناره گرفت، هرچند در عرصه تئاتر هم‌چنان فعال بود.

«برگمن» با بازي گرفتن از چهره‌هايي چون «بي‌بي اندرسون» و «ليو اولمن»، موضوعاتي چون مرگ، بيماري، خيانت و جنون را در فيلم‌هايش به‌تصوير مي‌كشيد. وي كودكي خود را در خانواده‌اي گذراند كه پدري كشيش و محافظه‌كار، او را مقيد به انجام اعمال مذهبي مي‌كرد، به طوري‌كه به گفته خودش، در هشت‌سالگي اعتقاد خود را از دست داده بود.

«برگمن» در ‌١٩ سالگي براي تحصيل در رشته هنر و ادبيات وارد دانشگاه استكهلم شد، اما بيشتر وقت خود را به نگارش نمايش‌نامه مِي‌گذراند. در سال ‌١٩٤٢، وي اين فرصت را يافت تا يكي از نمايش‌نامه‌هاي خود به‌نام «مرگ كاسپار» را كارگرداني كند.

سال ‌١٩٧٦ يكي از تاريك‌ترين دوران زندگي «برگمن» بود. در سي‌ام ژانويه اين سال، دو مأمور پليس به اتهام فرار از پرداخت ماليات، او را دستگير كردند. تأثير اين واقعه بر «برگمن» آن‌چنان وحشتناك بود كه او را دچار افسردگي شديد كرد و او در بيمارستان بستري شد. اگرچه او بعدها از اين اتهام تبرئه شد، اما ترس از اين‌كه نتواند به عرصه فيلم‌سازي بازگردد، او را نااميد كرده بود.

او به‌رغم درخواست نخست‌وزير وقت سوئد و مقامات بلندپايه صنعت فيلم اين كشور، اعلام كرد كه ديگر در سوئد فيلم نخواهد ساخت. «برگمن» پس از تعطيلي استوديو فيلم‌سازي‌اش، دو پروژه فيلم درحال ساخت را به حالت تعليق درآورد و خود را به مونيخ آلمان تبعيد كرد. هرچند در سال‌روز ‌٦٠ سالگي‌اش به سوئد بازگشت و دولت اين كشور به افتخار او، جايزه فيلم سالانه «اينگمار برگمن» را براي تقدير از بهترين‌هاي سينما راه‌اندازي كرد.

«برگمن» در دسامبر ‌٢٠٠٣ از دنياي فيلم‌ كناره گرفت و روز سي‌ام جولاي ‌٢٠٠٧ در سن ‌٨٩ سالگي در «فارو» درگذشت؛ در همان روز كه «ميكلانجلو آنتونيوني»، كارگرداني فقيد سينماي ايتاليا درگذشت.

«برگمن» براي اولين‌بار به صورت جدي در سال ‌١٩٤٤ با نگارش فيلم‌نامه‌ «شكنجه/جنون» وارد دنياي سينما شد و اولين فيلمش را يك سال بعد به‌نام «کريس» ساخت. اولين موفقيت بين‌المللي او در سال ‌١٩٥٥ با فيلم «لبخندهاي يك شب تابستاني» بدست آمد كه در جشنواره كن همان سال علاوه بر كسب جايزه بهترين اثر طنز شاعرانه، تا آستانه كسب نخل طلا نيز پيش رفت.

موفقيت «برگمن» در جشنواره معتبر كن سال‌هاي بعد از آن نيز ادامه يافت. او با «مهر هفتم» جايزه ويژه هيأت داوران را كسب كرد و «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» نيز در بسياري از جشنواره‌ها مورد استقبال منتقدين قرار گرفت.

«برگمن» هم‌چنان در عرصه فيلم‌سازي عملكرد فوق‌العاده‌اي را به ثبت مي‌رساند. او با ساخت سه‌گانه‌ «همچون يك آينه» (‌١٩٦١)، «چراغ زمستاني» (‌١٩٦٢) و «سكوت» (‌١٩٦٣)، باورهاي مذهبي خود را به‌تصوير كشيد.

در سال ‌١٩٦٦ «برگمن» فيلم «پرسونا» را كارگرداني كرد كه به عقيده خودش، يكي از بهترين ساخته‌هاي او بود. اين فيلم با كسب جوايز متعدد، شاهكار «برگمن» و يكي از بهترين ساخته‌هاي تاريخ سينما نام گرفت و او خود آن را در كنار «فريادها و نجواها» (‌١٩٧٢) دو فيلم برتر كارنامه سينمايي‌اش مي‌دانست.

پس از تبعيد خود به آلمان، «برگمن» اولين و تنها فيلم انگليسي خود را در سال ‌١٩٧٧ با نام «تخم مار» ساخت كه محصول مشترك آلمان و آمريكا بود. او در سال ‌١٩٧٨ با فيلم «سونات پاييزي» محصول مشترك انگليس و نروژ كارنامه سينمايي خود را پربارتر ‌ساخت.

در سال ‌١٩٨٢ «برگمن» با بازگشت به سوئد، اعلام كرد كه فيلم «فاني و الكساندر» آخرين ساخته او خواهد بود كه البته از نگاه منتقدين، يك فيلم تجاري و سطحي تلقي ‌شد. اما همين فيلم در جشنواره‌هاي بزرگ اروپايي، بويژه كن بسيار خوش درخشيد. اين فيلم درباره دوران كودكي «برگمن» و عشق او به سينماست كه «برگمن» آن را خلاصه زندگي‌اش مي‌دانست.

«برگمن» در سال‌هاي اوليه فيلم‌سازي، با همكاري برخي نويسندگان، آثارش را براساس نمايش‌نامه‌هايش مي‌ساخت و در فيلم‌هاي آخرين او، آزادي بازيگران در استفاده از ديالوگ‌هاي اضافي نمود بيشتري پيدا كردند. برگمن بارها اعلام كرده بود كه فيلم «سكوت» پايان دوره‌اي بوده است كه پرسش‌هاي مذهبي، محوريت اصلي فيلم‌هاي او بوده است.

كارگردانان بسياري آثار «برگمن» را الهام‌بخش حيات سينمايي خود دانسته‌اند كه از آن جمله مي‌توان به «روبرت آلتمن»،

«وودي آلن»، «آتوم اگويان»،‌ «استنلي كوبريك»، «ديويد لينچ»، «پل شرادر»، «آندره تاركوفسكي» و «فرانكو اوزون» نام برد.

اگرچه بسياري «برگمن» را به جهت فعاليت‌هاي درخشان‌اش در سينما مي‌شناسند، اما او در عرصه تئاتر نيز بسيار فعال بود. به طوري‌كه در ‌٢٦ سالگي جوان‌ترين كارگردان تئاتر در اروپا نام گرفت.

گوشه‌گيري «برگمن» در سال‌هاي پاياني عمرش به‌اندازه‌اي بود که حتي زماني‌که پنجاهمين جشنواره فيلم کن او را به‌عنوان بزرگ‌ترين کارگردان تمام دوران سينما انتخاب كرد، شخصاَ در مراسمي که به اين منظور برگزار شده بود، شرکت نکرد.

برگمن در سال ‌١٩٧١ جايزه يادبود «اروينگ تالبرگ» را از آكادمي اسكار به‌دست آورد. سه فيلم او شامل «چشمه باكرگي» (‌١٩٦١)، «همچون يك آينه» (‌١٩٦٢) و «فاني و الكساندرا» (‌١٩٨٤) موفق به كسب جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي شدند.

«برگمن» سه بار براي فيلم‌هاي «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» (‌١٩٦٠)، «همچون يك آينه» (‌١٩٦٣) و «فريادها و نجواها» (‌١٩٧٤) نامزد اسكار بهترين فيلم‌نامه اصلي شد و با «فريادها و نجواها» تا آستانه كسب اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگرداني نيز پيش رفت.

درخشش او در جوايز اسكار در سال ‌١٩٧٧ با فيلم «چهره به چهره» ادامه يافت كه نامزد بهترين كارگرداني اسكار شد. سپس با فيلم «فاني و الكساندر» نامزد بهترين كارگرداني و بهترين فيلم‌نامه اصلي اسكار شد. او در سال ‌١٩٧٩ با فيلم

«سونات پپاييزي» تا آستانه كسب اسكار نيز رفت.

«برگمن» در جوايز آكادمي فيلم انگليس (بافتا) نيز در سال ‌١٩٦٠ براي فيلم «جادوگر» نامزد بهترين فيلم و در سال ‌١٩٨٤ با فيلم «فاني و الكساندر» نامزد بهترين فيلم غيرانگليسي شد.

«برگمن» در جوايز سينمايي «سزار» فرانسه نيز درخشش زيادي داشت. او علاوه بر آن‌كه در سال ‌١٩٨٤ براي فيلم «فاني و الكساندر» جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي را كسب كرد، در سال ‌١٩٧٦ براي فيلم «فلوت جادويي» و در سال ‌١٩٧٩ براي فيلم «سونات پاييزي» نامزد بهترين فيلم غيرانگليسي شد. او در سال ‌٢٠٠٥ با «ساراباند» نامزد بهترين فيلم اروپايي جوايز سزار شده بود.

اما بيشترين درخشش «اينگمار برگمن» در عرصه سينماي جهان مربوط به جشنواره معتبر كن است كه ركورد دست‌نيافتني برجاي گذاشت. او در سال ‌١٩٥٥ با فيلم «لبخندهاي يك شب تابستاني» جايزه بهترين طنز شاعرانه را كسب كرد. دو سال بعد با فيلم «مهر هفتم» جايزه ويژه هيأت داوران كن را گرفت كه البته با همين فيلم نامزد نخل طلا هم بود.

در سال ‌١٩٥٨ «برگمن» براي فيلم «آستانه زندگي» جايزه بهترين كارگرداني كن را دريافت كرد كه با همين فيلم تا آستانه كسب نخل طلا نيز رفت. در سال ‌١٩٦٠ براي فيلم «چشمه باكرگي» تقدير ويژه شد؛ در سال ‌١٩٧٢ با فيلم «فريادها و نجواها» جايزه بهترين دستاورد فني را از جشنواره كن به‌دست آورد و در سال ‌١٩٩٧ در مراسم ويژه بزرگداشت خود در كن، «نخل نخل‌ها» را به‌دست آورد.

در جشنواره فيلم برلين نيز «برگمن» در سال ‌١٩٥٨ براي فيلم «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» خرس طلايي را به خود اختصاص داد و در سال ‌١٩٧١ شير طلايي افتخاري جشنواره ونيز را براي يك عمر دستاورد سينمايي كسب كرد.

از ديگر فيلم‌هاي برجسته «برگمن» مي‌توان از «مردي با يک چتر» (‌١٩٤٦)، «سرزمين آرزو» (‌١٩٤٧)، «آينده با من است» (‌١٩٤٨)، «زندان» (‌١٩٤٩)، «رازهاي زنان» (‌١٩٥٣)، «تابستاني با مونيکا» (‌١٩٥٣)، «درسي در عشق» (‌١٩٥٤)، «چشم شيطان» (‌١٩٦٠) و «صحنه يک ازدواج» (‌١٩٧٣) نام برد.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 12:54 توسط كمال حاجي پور |


"هريسون فورد»، بازيگر سرشناس سينماي هاليوود كه فردا 66 ساله مي‌شود، در سال 1959 وارد عرصه‌ي سينما شد

«هريسون فورد» روز سيزدهم جولاي 1942 در ايالت شيكاگو آمريكا از پدري بازيگر و مادري مجري راديو متولد شد. در 22 سالگي به اميد يافتن شغلي در راديو به كاليفرنيا رفت؛ اما براي اولين‌بار در سال 1959 به دنياي سينما وارد شد و با حقوق 150 دلار در هفته، در فيلم «شمال تا شمال‌شرقي» حضور يافت.

«فورد» در دهه‌هاي 60 و 70 ميلادي در سريال‌هاي تلويزيوني متعددي نقش‌آفريني كرد و در سال 1970 در فيلم «نقطه زابريسكي» به كارگرداني «ميكلانجلو آنتونيوني»، كارگردان بزرگ ايتاليايي حضور يافت. اما به‌علت درآمد ناكافي، سينما را كنار گذاشت و براي تأمين هزينه‌ي خانواده، به نجاري رو آورد.

بازگشت مجدد او به دنياي سينما زماني رقم خورد كه «جورج لوكاس»، كارگردان نامي هاليوود او را براي نصب كابينت به خانه‌اش برد و از او درخواست كرد تا نقش مكمل فيلم «شعار آمريكايي» را در سال 1973 بازي كند.

«هريسون فورد» در ادامه نقش‌هاي كوتاهي در دو فيلم «مكامله» (1974) و «اينك آخرالزمان» (1979) «فرانسيس فورد كوپولا» برعهده گرفت. شهرت او در هاليوود با حضورش در فيلم «جنگ ستارگان» در سال 1977 ساخته «جورج لوكاس» به‌شدت افزايش يافت و فروش خوب، اين فيلم در سينماي جهان او را به چهره‌اي جهاني بدل ساخت.

او سپس در دنباله‌ي فيلم‌هاي «جنگ ستارگان» حضور يافت و در سال 1980 در «امپراتوري ضربه مي‌زند» و در سال 1983 در «بازگشت جدي» نقش‌آفريني كرد.

ديگر دوره موفق بازيگري «هريسون فورد» به حضور او در فيلم‌هاي «اينديانا جونز» بازمي‌گردد. شناخت «استيون اسپيلبرگ» و «لوكاس» از او موجب شد تا در سال 1981 «فورد» را براي فيلم «اينديانا جونز و مهاجمان صندوق گمشده» دعوت كنند.

درخشش «فورد» در اين فيلم، حضور او در دنباله‌ فيلم‌هاي «اينديانا جونز» را تضمين كرد، به طوري‌كه در سال 1984 در «مبعد مرگ» و در سال 1989 در «آخرين جنگ صليبي» ايفاي نقش داشت. او حتا در سن 65 سالگي نيز در قسمت چهارم «اينديانا جونز» باعنوان «قلمرو جمجمه بلورين» درخشيد.

در سال 1988 «فورد» تجربه كار با «رومن پولانسكي» را در فيلم «ديوانه‌دار» به‌دست آورد. در سال 1995 در فيلم بازسازي‌شده «سابرينا» ساخته «سيدني پولاك» حضور يافت.

«هريسون فورد» باوجود درخشش در بسياري از فيلم‌هاي موفق هاليوود، تنها يك‌بار در سال 1985 براي فيلم «شاهد» نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد اسكار شد. با اين حال، او در ژوئن 2003 در خيابان شهرت هاليوود جاودانه شد.

وي در سال 2006 براي نقش‌آفريني در فيلم‌هاي بامضمون حفاظت از محيط ‌زيست، جايزه روح طبيعت ژون ورن را كسب كرد. «فورد» در عرصه سياسي، از مخالفان جدي دولت «جورج بوش» است. در سال 2003 با محكوم‌كردن جنگ عراق، خواستار تغيير رژيم در آمريكا شد.

او همچنين هاليوود را به جهت ساخت فيلم‌هاي خشن مورد انتقاد قرار داده است. از ديگر فيلم‌هاي مي‌توان از «خيابان هانوفر» (1979)، «تيغه‌سوار» (1982)، «فراري» (1993)، «خود شيطان» (1997) و «ديوار آتش» (2006) اشاره كرد.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:37 توسط كمال حاجي پور |


تام هنكس»، بازيگر سرشناس و ثروتمند هاليوود ‌٥٢ ساله شد.

«تام هنكس» روز نهم جولاي ‌١٩٥٦ در كاليفرنيا از پدري آشپز و مادري كارمند متولد شد و اكنون علاوه بر بازيگري، به‌عنوان نويسنده، كارگردان، تهيه‌كننده و صداپيشه نيز فعاليت دارد.

او در ‌٢٣ سالگي اولين تجربه كارگرداني‌اش را با فيلم كم‌هزينه‌ «او مي‌داند تنهايي» به‌دست آورد. قبل از ورود به عرصه بازيگري در سينما، در سريال‌هاي تلويزيوني ايفاي نقش داشت.

اولين جايزه‌اي كه «تام هنكس» به‌دست آورد، به سال ‌١٩٧٨ بازمي‌گردد كه براي ايفاي نقش در تئاتر «دو جنتلمن از ورونا» نوشته «شكسپير»، جايزه انجمن منتقدين فيلم كليولند را به‌دست آورد.

وي اگرچه در نقش‌هاي سينمايي نيز حضور داشت، اما اولين فيلم موفق او «بزرگ» بود كه در سال ‌١٩٨٨، او را به يكي از استعدادهاي خوش‌آتيه هاليوود بدل ساخت.

وي براي اين فيلم نامزدي بهترين بازيگر مرد اسكار را بدست آورد.

فيلم موفق بعدي او «نكته اصلي» بود كه در كنار «سالي فيلد» توانست فروش ‌٢١ ميليون دلاري را براي اين فيلم به‌دست آورد.

عصر مدرن فيلم‌هاي «هنكس» با «بي‌خوابي در سياتل» در سال ‌١٩٩٣ آغاز شد و با فيلم «فيلادلفيا» ادامه يافت. او جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد را براي همين فيلم به‌دست آورد.

نقش‌آفريني او در فيلم «فارست گامپ» در سال ‌١٩٩٤ دومين جايزه اسكار بهترين بازيگري را براي او به همراه آورد تا دومين بازيگري نام بگيرد كه توانسته براي دو سال متوالي اين جايزه ارزشمند را به خود اختصاص دهد.

فيلم بعدي تام هنكس «آپولو ‌١٣» به كارگرداني «رون هاوارد» بود كه ‌٩ نامزدي اسكار را به‌دست آورد. فروش ‌٣٥٥ ميليون دلاري اين فيلم در سال ‌١٩٩٥ بسيار قابل توجه بود. «هنكس» در همان سال به‌عنوان صداپيشه در فيلم كارتوني محبوب

«داستان اسباب‌بازي‌ها» در نقش كلانتر «وودي» حضور يافت.

يكي از ماندگارترين نقش‌هاي «تام هنكس» در فيلم «نجات سرباز رايان» به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ» بود كه در سال ‌١٩٩٨، فروش ‌٤٨١ ميليون دلاري را به‌همراه آورد. اين فيلم از نگاه منتقدين، يكي از بهترين فيلم‌هاي جنگي تاريخ سينما است. «تام هنكس» براي اين فيلم نامزد اسكار شد، اما اين «اسپيلبرگ» بود كه جايزه اسكار بهترين كارگرداني را به‌دست آورد.

در سال ‌١٩٩٩، موفقيت‌هاي اين بازيگر با فيلم «مسير سبز»، اقتباس از رمان «استفن كينگ» ادامه يافت و با صداپيشگي در دومين قسمت از انيميشن «داستان اسباب‌بازي‌ها» تكميل شد.

در سال ‌٢٠٠٠، «هنكس» با حضور در فيلم «دورافتاده» علاوه بر نامزدي اسكار، بهترين بازيگر جوايز گلدن گلوب شد.

سال ‌٢٠٠٢ همكاري او با «اسپيلبرگ» در فيلم «اگر مي‌توني منو بگير» ادامه يافت كه در آن نقش مقابل «دي كاپريو» را بازي كرد.

وي در سال ‌٢٠٠٣ در هيچ فيلمي حضور نيافت، اما پس از آن با سه فيلم موفق، «قاتلان زن» ساخته‌ برادران «كوئن»،

«ترمينال» ساخته «اسپيلبرگ» و «قطار سريع‌السير قطبي» ساخته «روبرت زميكس»، او به يكي از پركارترين بازيگران مرد هاليوود تبديل شد.

«هنكس» در سال ‌٢٠٠٦ با حضور در فيلم «راز داوينچي»، پرفروش‌ترين فيلم دوران بازيگري‌اش را شاهد بود كه فروش جهاني ‌٧٥٠ ميليون دلاري را به‌همراه آورد. او سال گذشته در دو فيلم «جنگ چارلي ويلسون» و «سيمپسون‌ها» نقش‌آفريني و صداپيشگي داشت.

مجموع فيلم‌هايي كه «تام هنكس» به‌عنوان بازيگر در آن‌ها نقش‌آفريني داشته، فروش ‌٣/٣ ميليارد دلاري داشته‌اند. وي در سال ‌٢٠٠٥ با راي اکثريت اعضاي آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي، به‌عنوان نايب رئيس آکادمي اسكار انتخاب شد.

«تام هنكس» در سال ‌٢٠٠٨ بالاترين ميزان دستمزد يك بازيگر مرد را در تاريخ هاليوود به‌دست آورد.كمپاني «كلمبيا پيكچرز» براي بازي او در فيلم «فرشتگان و شياطين»، ادامه فيلم «راز داوينچي»، دستمزد ‌٣٠ تا ‌٥٠ ميليون دلار را به اين بازيگر پيشنهاد كرد كه بالاترين مبلغ دستمزد در تاريخ هاليوود است.

از افتخارات سينمايي «تام هنكس» مي‌توان اشاره داشت به: جايزه بهترين بازيگر مرد از جوايز «ساترن» و بهترين بازيگر گلدن گلوب در سال ‌١٩٨٨ براي فيلم «بزرگ» و نامزدي اسكار بهترين بازيگر مرد؛ برنده جايزه بهترين بازيگر مرد اسكار، برنده خرس نقره‌اي جشنواره برلين و جايزه گلدن گلوب در سال ‌١٩٩٣ براي «فيلادلفيا»؛ برنده اسكار بهترين بازيگر مرد و برنده جايزه گلدن گلوب براي «فارست گامپ» در سال ‌١٩٩٤، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد از جوايز «امپاير» در سال ‌١٩٩٨ و نامزدي بهترين بازيگر مرد اسكار براي «نجات سرباز رايان»، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد گلدن گلوب و نامزدي بهترين بازيگر مرد اسكار در سال ‌٢٠٠٠ براي «دورافتاده».

گفتني است: «تام هنكس» در دوازدهم ژوئن سال ‌٢٠٠٢ با دريافت جايزه يك عمر دستاورد سينمايي از انجمن فيلم آمريكا، جوان‌ترين بازيگري نام گرفت كه اين عنوان را به‌دست ‌آورده است.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:16 توسط كمال حاجي پور |