به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رومن پولانسكي متولد 18 آگوست (28 مرداد) 1933 ميلادي در پاريس فرانسه است، اين سينماگر علاوه بر بازيگري، تهيه كنندگي و فيلمنامهنويسي تاكنون كارگرداني 29 فيلم را در كارنامه هنري خود به ثبت رسانده است.
پولانسكي تاكنون علاوه بر دريافت اسكار بهترين كارگرداني براي فيلم «پيانيست....

ادامه مطلب
رابرت دنیرو یکی از قویترین بازیگران سینمای آمریکا و از آخرین نمایندگان نسلی است که هنر بازیگری را با هوشمندی و تسلط حرفهای همراه کردند. روز هفدهم اوت مصادف است با شصت و پنجمین سالگرد تولد این هنرپیشه پرتوان آمریکایی.
رابرت دنیرو در ۱۷ اوت ۱۹۴۳ در نیویورک به دنیا آمد. پدر و مادرش هنرمند بودند. هنگامی که تنها دو سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و او نزد مادر خود بزرگ شد. از ابتدای کودکی به خوبی میدانست که زندگی او تنها در صحنه نمایش است که به شکوفایی میرسد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: دنیرو در برلینالههنگامی که رابرت دنیرو هنوز دانشآموز دبیرستان بود، در چند دوره بازیگری شرکت کرد که از همه مهمتر کلاسهای تربیت هنرپیشگی لی استراسبرگ بود که او را با شیوه بازیگری حسی آشنا کرد. اصول بازیگری علمی، با مطالعه دقیق نقش و ریزهکاریهای آن همراه است، به گونهای که نقش روی صحنه و روبروی دوربین، زنده شود و جان بگیرد. این روش علمی، بازیگر را قادر میسازد که با استفاده از رشتهای از تجربهها و تمرینهای مداوم، در پوست شخصیت دلخواه فرو رود، ............
ادامه مطلب
|
ويم وندرس» - كارگردان، فيلمنامهنويس، نويسنده و عكاس سرشناس آلماني - 54 سال پيش در چهاردهم اوت 1945 در دوسلدورف متولد شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «ويم وندرس» تحصيلات آكادميك خود را در دو رشتهي فلسفه از دانشگاه دوسلدورف و پزشكي از دانشگاه فرايبورگ به پايان رساند؛ اما در سال 1966 به پاريس رفت تا نقاش شود. او در آزمون ورودي مدرسهي ملي فيلم فرانسه پذيرفته نشد؛ اما در همان زمان در استوديو «جاني فردلندر» (هنرمند آمريكايي) مشغول بهكار شد. در اين مدت، با سينما آشنا شد و روزانه پنج فيلم سينمايي تماشا ميكرد. «وندرس» يك سال بعد به آلمان بازگشت و به دانشگاه فيلم و تلويزيون مونيخ رفت و همزمان در نشرياتي چون «اشپيگل» مطلب مينوشت. «وندرس» فعاليت رسمي خود را در سينما در دههي 60 آغاز كرد و بهعنوان يكي از سينماگران بزرگ معاصر آلمان، اولين تجربهي كارگردانياش را در سال 1970 با فيلم «تابستان در شهر» بدست آورد. او پس از آن، فيلمهاي «ترس دروازهبان از ضربهي پنالتي» (1972)، «داغ ننگ» (1973)، «آليس در شهر» (1974)، «حركت غلط» (1975) و «پادشاهان جاده» (1976) را ساخت. اولين جايزهي سينمايي معتبري كه «وندرس» كسب كرد، شير طلايي جشنوارهي ونيز در سال 1982 براي فيلم «وضعيت اوضاع» بود. دو سال بعد، او براي فيلم «پاريس تگزاس» نخل طلاي كن را گرفت. «وندرس» سپس در سال 1987 براي فيلم «بالهاي اشتياق» جايزه بهترين كارگرداني جشنواره كن را بهدست آورد. وي در سال 1989 دكتري افتخاري دانشگاه سوربن پاريس را هم دريافت كرد. اين كارگردان برجسته در سال 2005 جايزه افتخاري پلنگ طلايي جشنواره فيلم لوكارنو را براي يك عمر دستاورد سينمايي به افتخارات سينمايياش افزود. وي در كارنامه سينمايياش، ساخت آثار مستندي را نيز دارد كه از معروفترين آنها، «باشگاه اجتماعي بونا ويستا» درباره موسيقيدانان كوبا و «روح يك مرد» درباره گروههاي موسيقي بلوز در آمريكاست. او همچنين عضو شوراي مشورت بنياد سينماي جهان است كه توسط «مارتين اسكورسيزي» پايهگذاري شده است. از ديگر ساختههاي «وندرس» ميتوان به «فراسوي ابرها» (1995)، «داستان ليسبون» (1994)، «برادراناسكلافوفسكي» (1995) و «هتل ميليون دلاري» (2000) اشاره كرد. او آخرين فيلم خود را سال گذشته با عنوان «فيلمبرداري در پارلرمو» ساخت. وي در سال 2000 براي فيلم «هتل ميليوندلاري» جايزه خرس نقرهيي برلين را گرفت و در سال 1993 براي فيلم «خيلي دور، خيلي نزديك»، بهترين كارگردان كن شد. «پاريس، تگزاس» در سال 1984 همچنين جايزه بهترين كارگرداني را از جوايز آكادمي فيلم انگليس (بافتا) براي او بههمراه آورد. «وندرس» اخيرا بهعنوان رييس هيأت داوران شصت و پنجمين جشنواره فيلم ونيز ايتاليا انتخاب شد. انتهاي پيام كد خبر: 8705-13147 |
|
|
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «آلفرد هيچكاك» كوچكترين فرزند يك خانواده پنج نفره بود كه از پدري ميوهفروش با اعتقادات كاتوليك متولد شد. او اغلب دوران كودكياش را در تنهايي و انزوا مي گذراند.
«هيچكاك» پس از يك دورهي موفق فيلمسازي در زادگاهش انگلستان كه هم فيلمهاي صامت و هم فيلمهاي صدادار را شامل ميشد، به هاليوود پيوست و در سال ......

ادامه مطلب
وي افزود: «هرروز صبح كه بيدار ميشوم، به همسايههايم سلام ميكنم. اين همان چيزي است كه دوست دارم در فيلمهايم بهتصوير بكشم؛ دوستي و عشق ميان مردم.»

ادامه مطلب
عباس كيارستمي گفت: «در تمام فيلمها خواستهام اين است كه تصويري مهربانتر و صميميتر از انسانيت و كشورم را به نمايش بگذارم.»
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كارگردان سينماي ايران در گفتوگويي كه اخيرا با «آنجليكو كريسافيس»، خبرنگار روزنامه گاردين داشته است، با ابراز ناراحتي از تبليغات منفي عليه ايران در سطح بينالمللي، ادامه داد: « بنابراين در تمامي فيلمهايم، هدفم اين است كه تصويري مهربان و صميمي از انسانها و كشورم را به نمايش بگذارم.»
۸ اوت مصادف است با ۷۰مین سالگرد تولد داستین هافمان، هنرپیشهای کوتاهقد که بیتردید یکی از غولهای سینمای جهان محسوب میشود. او هنرپیشهای است که در طول چهار دهه گذشته در هر نقشی ظاهر شده و در هر ژانری بازیگری کرده است.
داستین هافمان با فیلم «فارغ التحصیل» محصول سال ۱۹۶۷ سر زبانها افتاد و برای بازیگری در آن نیز نامزد دریافت جایزه اسکار نیز شد. او در این فیلم دیدنی نقش جوان دانشجویی به نام بنجامین برادوک را بازی میکنند که مادر دوستش، خانم رابینسون او را به اصطلاح از راه به در کرده و با او رابطه جنسی برقرار میکند.
نقشآفرینی تحسینبرانگیز داستین هافمان در این فیلم سبب شد که تیپ کاملا متفاوتی از هنرپیشگان مرد که تا آن زمان در هالیوود مورد توجه و ستایش قرار داشتند، به صحنه وارد شود.
Bildunterschrift: صحنهای از فیلم بهیاد ماندنی «فارغ التحصیل»ادوارد نورتن، یکی از هنرپیشگان جوان و مطرح هالیوود در حال حاضر معتقد است: «پیش از آنکه داستین هافمن در فیلم «فارغ التحصیل» بازی کند، مردانی چون رابرت ردفورد و یا پل نیومن بودند که نقش اول به آنها سپرده میشد. هافمن این روند را دگرگون کرد و بعد از او، هنرپیشگانی چون رابرت دو نیرو و جین هکمن و دیگران وارد صحنه شدند و نقشهایی را برعهده گرفتند که تا آن زمان ممکن نبود ایفای آن به آنها سپرده شود.»
داستین هافمن بازیگری را از تئاتری در لس آنجلس شروع کرد و سپس به برادوی در نیویورک روی آورد. ورود او به صحنه سینما شاید دلیلی دیگر جز عشق و علاقه به فیلم داشته باشد، چون خود او در سال ۱۹۹۹ در هنگام دریافت جایزه موسسه فیلم آمریکا برای یک عمر فعالیت هنریش به شوخی اظهار داشته بود که جلب توجه دختران و برقراری رابطه با آنها نقش مهمی در تصمیمگیری او برای قدم گذاشتن به دنیای فیلم بازی میکرده است.
هافمن بعد از فیلم «فارغ التحصیل» نقشی کاملا متفاوت را در سال ۱۹۶۹ در فیلمی به نام «کابوی نیمهشب» برعهده گرفت، نقش کلاهبرداری کوچک که میلنگد و به بیماری ریوی دچار است. «بزرگمرد کوچک»، «پاپیون»، «تمام مردان رییس جمهوری» و «دوندهی مارتون» از جمله فیلمهای تماشایی و بهیادماندنی داستین هافمن در دهه ۷۰ میلادی هستند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: صحنهای از فیلم "مرد بارانی"او در فیلم «تمام مردان رییس جمهوری» محصول سال ۱۹۶۷، در کنار رابرت ردفورد نقش یکی از دو خبرنگاری را ایفا میکند که از ماجرای واترگیت پرده برمیدارند؛ رسواییای که به کنارگیری ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا انجامیده بود. از فیلم «دوندهی مارتون» شاید بیش از همه آن صحنههایی از فیلم درذهن نقش بسته باشد که در آن داستین هافمان توسط یکی از پزشکان جنایتکار دوران نازی شکنجه میشود.
این هنرپیشه توانمند آمریکایی در سال ۱۹۸۰ برای ایفاگری در درام پراحساس «کریمر علیه کریمر» جایزه اسکار بهترین نقش اول مرد را دریافت کرد. ظاهر شدن در نقش یک خواننده و هنرمند زن در فیلم «توتسی» در سال ۱۹۸۲ به خوبی نمایانگر قابلیتهای چند جانبه داستین هافمان برای ایفای چهرهها و شخصیتهایی کاملا متفاوت است.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: داستین هافمان (چپ) در کنار رابرت ردفورد در صحنهای از فیلم «تمام مردان رییس جمهور»به عقیده سیدنی پولاک، کارگردان معروف هالیوود، داستین هافمان هنرپیشهای است که به تمامگرایی گرایش دارد و از آن گذشته میتواند به تمام و کمال احساسات و اندیشههای شخصیت فیلم را درک کند و به تصویر بکشد. او از داستین هافمان همچنین به عنوان بازیگری یاد میکند که همواره کوشیده و میکوشد، ایدهها و پیشنهادهای بکر خود را به فیلم وارد کند. پولاک با طنز میگوید: «ما هر روز پیش از آنکه کار فیلمبرداری را شروع کنیم، نیم ساعت با هم بحث و مشاجره میکردیم.»
در سال ۱۹۸۹ بود که بازیگری در نقش مردی اوتیست، در فیلم Rainman دومین جایزه اسکار را برای داستین هافمن به ارمغان آورد. این هنرپیشه محبوب آمریکایی که امروز (هشتم ماه اوت) هفتادمن سالگرد تولدش را جشن میگیرد، از آن زمان تا کنون در فیلمهای مختلفی نقشآفرینی کرده و به نظر میرسد که به این زودیها نیز خیال بازنشستگی ندارد. او خود درباره پیری میگوید: «من خوشم نمیآید که اینقدر زود پیر میشوم، اما خوشحالم که به این خوبی پخته و دنیادیده شدهام.»
داستین هافمان با فیلم «فارغ التحصیل» محصول سال ۱۹۶۷ سر زبانها افتاد و برای بازیگری در آن نیز نامزد دریافت جایزه اسکار نیز شد. او در این فیلم دیدنی نقش جوان دانشجویی به نام بنجامین برادوک را بازی میکنند که مادر دوستش، خانم رابینسون او را به اصطلاح از راه به در کرده و با او رابطه جنسی برقرار میکند.
نقشآفرینی تحسینبرانگیز داستین هافمان در این فیلم سبب شد که تیپ کاملا متفاوتی از هنرپیشگان مرد که تا آن زمان در هالیوود مورد توجه و ستایش قرار داشتند، به صحنه وارد شود.
Bildunterschrift: صحنهای از فیلم بهیاد ماندنی «فارغ التحصیل»ادوارد نورتن، یکی از هنرپیشگان جوان و مطرح هالیوود در حال حاضر معتقد است: «پیش از آنکه داستین هافمن در فیلم «فارغ التحصیل» بازی کند، مردانی چون رابرت ردفورد و یا پل نیومن بودند که نقش اول به آنها سپرده میشد. هافمن این روند را دگرگون کرد و بعد از او، هنرپیشگانی چون رابرت دو نیرو و جین هکمن و دیگران وارد صحنه شدند و نقشهایی را برعهده گرفتند که تا آن زمان ممکن نبود ایفای آن به آنها سپرده شود.»
داستین هافمن بازیگری را از تئاتری در لس آنجلس شروع کرد و سپس به برادوی در نیویورک روی آورد. ورود او به صحنه سینما شاید دلیلی دیگر جز عشق و علاقه به فیلم داشته باشد، چون خود او در سال ۱۹۹۹ در هنگام دریافت جایزه موسسه فیلم آمریکا برای یک عمر فعالیت هنریش به شوخی اظهار داشته بود که جلب توجه دختران و برقراری رابطه با آنها نقش مهمی در تصمیمگیری او برای قدم گذاشتن به دنیای فیلم بازی میکرده است.
هافمن بعد از فیلم «فارغ التحصیل» نقشی کاملا متفاوت را در سال ۱۹۶۹ در فیلمی به نام «کابوی نیمهشب» برعهده گرفت، نقش کلاهبرداری کوچک که میلنگد و به بیماری ریوی دچار است. «بزرگمرد کوچک»، «پاپیون»، «تمام مردان رییس جمهوری» و «دوندهی مارتون» از جمله فیلمهای تماشایی و بهیادماندنی داستین هافمن در دهه ۷۰ میلادی هستند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: صحنهای از فیلم "مرد بارانی"او در فیلم «تمام مردان رییس جمهوری» محصول سال ۱۹۶۷، در کنار رابرت ردفورد نقش یکی از دو خبرنگاری را ایفا میکند که از ماجرای واترگیت پرده برمیدارند؛ رسواییای که به کنارگیری ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا انجامیده بود. از فیلم «دوندهی مارتون» شاید بیش از همه آن صحنههایی از فیلم درذهن نقش بسته باشد که در آن داستین هافمان توسط یکی از پزشکان جنایتکار دوران نازی شکنجه میشود.
این هنرپیشه توانمند آمریکایی در سال ۱۹۸۰ برای ایفاگری در درام پراحساس «کریمر علیه کریمر» جایزه اسکار بهترین نقش اول مرد را دریافت کرد. ظاهر شدن در نقش یک خواننده و هنرمند زن در فیلم «توتسی» در سال ۱۹۸۲ به خوبی نمایانگر قابلیتهای چند جانبه داستین هافمان برای ایفای چهرهها و شخصیتهایی کاملا متفاوت است.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: داستین هافمان (چپ) در کنار رابرت ردفورد در صحنهای از فیلم «تمام مردان رییس جمهور»به عقیده سیدنی پولاک، کارگردان معروف هالیوود، داستین هافمان هنرپیشهای است که به تمامگرایی گرایش دارد و از آن گذشته میتواند به تمام و کمال احساسات و اندیشههای شخصیت فیلم را درک کند و به تصویر بکشد. او از داستین هافمان همچنین به عنوان بازیگری یاد میکند که همواره کوشیده و میکوشد، ایدهها و پیشنهادهای بکر خود را به فیلم وارد کند. پولاک با طنز میگوید: «ما هر روز پیش از آنکه کار فیلمبرداری را شروع کنیم، نیم ساعت با هم بحث و مشاجره میکردیم.»
در سال ۱۹۸۹ بود که بازیگری در نقش مردی اوتیست، در فیلم Rainman دومین جایزه اسکار را برای داستین هافمن به ارمغان آورد. این هنرپیشه محبوب آمریکایی که امروز (هشتم ماه اوت) هفتادمن سالگرد تولدش را جشن میگیرد، از آن زمان تا کنون در فیلمهای مختلفی نقشآفرینی کرده و به نظر میرسد که به این زودیها نیز خیال بازنشستگی ندارد. او خود درباره پیری میگوید: «من خوشم نمیآید که اینقدر زود پیر میشوم، اما خوشحالم که به این خوبی پخته و دنیادیده شدهام.»
با پخش كليپي از زندهياد خسرو شكيبايي و گراميداشت ياد و خاطرهي او؛ فيلمسينمايي «هميشه پاي يك زن در ميان است» شامگاه گذشته ـ 17 مرداد ماه ـ در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛ نقد و بررسي شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كمال تبريزي كارگردان اين فيلم در جمع دانشجويان گفت:در سينماي ايران نيازمند تجربه كردن برخي فضاهاي تازه، متفاوت و غيركليشهاي هستيم و به جرأت ميتوان گفت كه فضايي مانند اين فيلم، تاكنون در هيچيك از فيلمهاي ايراني وجود نداشته است.
وي ادامه داد
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
«استيون سودربرگ» كه امسال با پروژه سينمايي «چهگوارا» در جشنوارهي فيلم كن حضور داشت، پيشتوليد فيلم «خبر رسان» را آغاز كرد.
فيلم جديد «سودربرگ» با حضور بازيگراني چون «مت ديمون»، «ملينا لينستلي» و «اسكات باكولا» مقابل دوربين ميرود.
فيلمنامه «خبررسان» براساس كتابي از «كورت ايچنوالد» و توسط «اسكات زد بورنز» در قالب درام در ژانر تريلر (دلهره) و با دورنمايههاي آثار جنايي به نگارش درميآيد.
داستان فيلم براساس يك ماجراي واقعي در واقع تركيبي از دو فيلم «يك ذهن زيبا» و «نفوذي» است؛ دولت آمريكا درحال انجام يك معامله تجاري بزرگ است، اما چند خبررسان از جمله «مارك ويتاكر» درصدد برهمزدن اين دادوستد تجاري مشكوك است.
«سودبرگ» تاكنون كارگرداني 21 پروژه سينمايي از جمله «ترافيك»، «سولاريس»، «12 ياراوشن»، «خارج از ديد» را به انجام رسانده است. او در سال 1989 با نخستين فيلمش «جنسيت دروغها و نوار ويدئو» موفق به دريافت جايزه نخل طلاي كن شده است.
انتهاي پيام

«ميكلانجلو آنتونيوني» كه متولد 29 سپتامبر 1912 در «فررا» ايتاليا بود، روز سيام جولاي سال گذشته، همان روزي كه «اينگمار برگمن»، ديگر فيلمساز بزرگ سينماي جهان چشم از جهان فروبست، درگذشت.
وي در خانوادهاي كارگر متولد شد و از همان كودكي علاقهاش به هنر را با نواختن موسيقي و نقاشي نشان داد.
«آنتونيوني» بهعنوان يك ويولنيست متبحر، اولين كنسرت خود را در 9 سالگي اجرا كرد؛ هرچند با ورود به عالم سينما، ديگر از ويولن دست كشيد.
باوجود فارغالتحصيلي از دانشگاه بولونيا در رشته اقتصاد، وي بهعنوان يك روزنامهنگار سينمايي در سال 1940 در رم مشغول بهكار شد. اولين فعاليتهاي سينمايي او در سال 1942 رقم خورد كه با همكاري «روبرتو روسليني»، فيلمنامهي
«بازگشت خلبان» را نوشت و پس از آن بهعنوان دستيار كارگردان «انريكو فولچينوني» مشغول بهكار شد.
«آنتونيوني» اولين فيلم كوتاه خود را در سال 1947 با نام «مردمان پو» ساخت كه براي ساخت آن چهار سال به تكاپو افتاده بود. اما اولين فيلم بلند اين كارگردان ايتاليايي در سال 1950 با عنوان «دروغهاي عشق» بهتصوير كشيده شد.
او سپس فيلم «شكستخورده» را در سال 1952 ساخت كه در سه كشور فرانسه، ايتاليا و انگليس فيلمبرداري شد. «زني بدون كامليا» (1953)، و «گريه» (1957) از فيلمهاي بعدي «آنتونيوني» بودند كه هريك از آنها به مباحث اجتماعي طبقه كارگر پرداختهاند.
اولين موفقيت بينالمللي اين كارگردان بزرگ در سال 1960 با فيلم «ماجرا» رقم خورد كه در جشنواره فيلم كن با استقبال همراه شد. او موفقيتهاي جهانياش را با «شب» (1961) و «كسوف» (1962) ادامه داد. اين سهفيلم با توجه به شباهت در سبك و موضوع كه هرسه به نگرانيهاي بشر امروز پرداختهاند، عموما به سهگانههاي «آنتونيوني» معروف هستند.
اولين فيلم رنگي بنيانگذار سينماي مدرن ايتاليا در سال 1964 با نام «صحراي سرخ» ساخته شد كه اين فيلم نيز بعضا ادامه اين سهگانه محسوب ميشود.
«آنتونيوني» يك سال بعد از ساخت «صحراي سرخ»، با امضاي قرارداد همكاري با يك تهيهكننده انگليسي، ساخت سه فيلم انگليسيزبان براي استوديو MGM را برعهده گرفت. اولين اين فيلمها، «آگرانديسمان» بود كه در سال 1966 ساخته شد و موفقيت زيادي كسب كرد.
دومين آن «نقطه زابريسكي» در سال 1970 بود كه اولين فيلم «آنتونيوني» بود كه در آمريكا ساخته ميشد كه البته در مقايسه با «آگرانديسمان» درخشش كمتري داشت. سومين فيلم «آنتونيوني» در اين توافقنامه «مسافر» بود كه در سال 1975 با حضور «جك نيكلسون» ساخته شد و مورد پسند منتقدين قرار گرفت.
البته «آنتونيوني» در فاصله ساخت «نقطه زابريسكي» و «مسافر»، فيلم مستندي بهنام «چونگ كو» با موضوع انقلاب فرهنگي چين نيز ساخت كه از سوي مقامات دولتي چين شديدا محكوم شد.
«آنتونيوني» در سال 1980 فيلم «راز اوبروالد» و دو سال پس از آن «شناسايي يك زن» را در ايتاليا ساخت. وي در سال 1985 دچار عارضه سكته مغزي شد، اما با وجود فلج نسبي و مشكل تكلم، همچنان به فيلمسازي ادامه ميداد.
«فراسوي ابرها» در سال 1995 اولين فيلم «آنتونيوني» پس از اين عارضه بود كه «ويم وندرس»، كارگردان آلماني چند صحنه از آن را كارگرداني كرد كه نتيجه آن كسب جايزه فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره فيلم ونيز بود.
«آنتونيوني» در سال 1996 جايزه يك عمر دستاورد شغلي را از آكادمي اسكار از دستان «جك نيلكسون» دريافت كرد، اما چندماه بعد از آن دزدان اين تنديس را به سرقت بردند. اين كارگردان فقيد آخرين فيلم خود را در سال 2004 با نام «اروس» ساخت.
محتواي فيلمهاي «آنتونيوني» را اغلب اضطراب، ترديد و نگرانيهاي بشر امروز و عدم توانايي او در برقراري ارتباط معنوي با ديگران تشكيل ميدهند. نكته بارز در فيلمهاي او، سكوتها و خلاءهاي فراوان است.
وي در طول شش دهه فعاليت سينمايي موفق به كسب عناوين و جوايز سينمايي فراواني شد كه مهمترين آنها عبارتند از:
جايزه افتخاري آكادمي اسكار براي يك عمر دستاورد شغلي در سال 1995؛ نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني و فيلمنامه اصلي براي «آگرانديسمان» در سال 1966؛ جايزه فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره برلين براي مجموع آثار در سال 1961؛ جايزه خرس طلايي جشنواره برلين براي فيلم «شب» در سال 1961؛ جايزه بهترين فيلم اروپا از جوايز فيلم
«بوديل» دانمارك براي فيلم «حرفه؛ خبرنگار» در سال 1976؛ جايزه سيوپنجمين سالگرد جشنواره كن براي «شناسايي يك زن» در سال 1982؛ جايزه نخل طلاي جشنواره كن براي «آگرانديسمان» در سال 1967؛ جايزه ويژه هيات داوران جشنواره كن براي «كسوف» در سال 1962؛ جايزه هيات داوران جشنواره كن براي «ماجرا» در سال 1960؛
جايزه لوچينو ويسكونتي در سال 1976؛ جايزه فيلم اروپا براي يك عمر دستاورد شغلي در سال 1993؛ جايزه بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدين فيلم فرانسه براي «آگرانديسمان» در سال 1968؛ جايزه يك عمر دستاورد شغلي از جشنواره فيلم استانبول در سال 1996؛ جايزه ربان نقرهاي از انجمن ملي روزنامهنگاران سينمايي ايتاليا براي بهترين كارگرداني براي فيلم «حرفه؛ خبرنگار» در سال 1976؛ * جايزه ربان نقرهاي بهترين كارگردان فيلم خارجي براي «آگرانديسمان» در سال 1968؛ * جايزه يوزپلنگ طلايي جشنواره فيلم لوكارنو براي «گريه» درسال 1957؛ * جايزه گرند پريكس جشنواره فيلم مونترال براي دستاورد هنري در سينما در سال 1995 و جوايز فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره وايادوليد اسپانيا براي فيلم كوتاه «نگاه ميكلانجلو» در سال 2004؛ فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره ونيز براي «فراسوي ابرها» در سال 1995.
گفتني است: «آنتونيوني» در سال 1975 بهعنوان خبرنگار براي حضور در جشنواره جهاني فيلم تهران به ايران سفر كرده بود.
انتهاي پيام
در بخش رقابتي جشنوارهي فيلم ونيز 22 فيلم شامل آثاري از آرنوفسكي، آرياگاس، كيتانو و ميازاكي براي كسب جايزهي شير طلايي با يكديگر رقابت ميكنند.
بنابر اعلام اسكرين ديلي، فيلمهاي «كشتيگير» ساختهي دارن آرنوفسكي، «دشت سوزان» (گيلرمو آرياگاس)، «مراقب پرنده» (ماركو بچيس)، «قفلكننده جراحت» (كاترين بيگلو)، «سرباز كاغذي» (آلكسي جرمن)، «سرزمين درون» (تاريكيو تگوا)، «شهر پلاستيك» (ويوليك واي)، «آذوقه» (سميح كاپلا نوغلو) و «تزا» (هايلي گريما) در بخش رقابتي ونيز پذيرفته شدهاند.
در بخش غيررقابتي اين فستيوال اروپايي نيز بهجز فيلم «شيرين» كيارستمي، 11 فيلم از جمله «پوچيني» ساختهي پائولو بنونوتي، «پس از خواندن بسوزان» (برادران كوئن)، «من را يك رودخانه بخوان» (جيا ژانكه) و «وينيان» (فابريسي دولز) روي پرده ميروند.
در بخش نمايشهاي ويژهي جشنوارهي ونيز، چهار فيلم و در بخش همكاري مشترك با شرق دور هم دو فيلم از كشورهاي ژاپن و تايلند بهنمايش درميآيند.
در بخش افقها نيز 20 فيلم داستاني و مستند از جمله «خداحافظ سولو» (رامين بَحراني از آمريكا)، «دشت وحشي» (ميخائيل كالاتوزيشويل از روسيه)، «جاي» (فرانسيس خاوير پاشن از فيليپين) و «زنان» (هوانگ ونهاي از چين و سوييس) نمايش داده خواهند شد.
انتهاي پيام
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين پروژه سينمايي يك اثر دلهرهآور و ماجراجويانه است و براي نمايش در سال 2010 ميلادي آماده خواهد شد.

«گياه ارغواني» براساس فيلمنامهاي از «استيون روجرز» در گونه آثار درام مقابل دوربين ميرود.
داستان اين فيلم در دهه 1930 ميلادي ميگذرد و طي آن يك دختر ماجراجو به يك سيرك بزرگ هنري ميپيوندد؛ او براي خودش شغلي در سيرك دستوپا ميكند، اما علاقه او به يكي از عوامل اجرايي اين مجموعه حوادث ديگري را برايش رقم ميزند.
«گياه ارغواني» محصول مشترك كشورهاي آمريكا و فرانسه بوده و در ايالتهاي فلوريدا و ارلاندو فيلمبرداري ميشود.
«جودي فاستر» كه با ايفاي نقشي كوتاه در فيلم «راننده تاكسي» (اسكورسيزي) به عالم سينما پيوست در سال 1988 با ساخت يك قسمت از سريال «اين جعبه را باز نكن» به جرگه كارگردانان سينما پيوست، در سال 1991 «مرد كوچك» را ساخت و در سال 1995 «خانهاي براي تعطيلات» را مقابل دوربين برد.
انتهاي پيام
وقتی چیزی اتفاق می افته و نمی تونی اون را به کسی بگی ... باید اون را واسه کسی بنویسی ... مهم اینه که از شرش خلاص بشی ... حتی می تونی بعد همه را دفن کنی یا حتی بسوزونی.
- : ... این چیزی مثل نوشتن مشق شبه.
«يوسف شاهين» كه چهارهفته پيش به علت تومور مغزي به كما رفته بود، يكي از بزرگترين فيلمسازان تاريخ سينماي مصر بود كه طي پنج دهه فيلمسازي آثار برجستهاي از خود بهجاي گذاشت.
او ساعاتي پيش در سن 82 سالگي در قاهره درگذشت.
«شاهين» پس از آنكه دچار حمله مغزي شد، به فرانسه انتقال يافت، اما چند روز بعد به بيمارستاني در قاهره باز گردانده شد.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، آثار برجسته اين كارگردان او را به يكي از معدود فيلمسازان مصر بدل ساخت كه در سطح جهاني بهخصوص در اروپا و فرانسه شهرت بسياري بهدست آورد. تا جاييكه در سال 1997 از جشنواره فيلم كن جايزه يك عمر دستاورد شغلي دريافت كرد.
وي در بيشتر آثارش به انتقاد صريح از سركوبهاي سياسي در كشورش پرداخت. «شاهين» متولد 25 ژانويه 1926 در خانوادهاي مسيحي بود كه در طول حيات خود بيش از 40 فيلم مستند و بلند ساخت.
بسياري از منتقدين فيلم «سرزمين» محصول 1969 را بهترين اثر وي ميدانند. وي همچنين سهگانه معروف «اسكندريه، چرا؟»، «يك داستان مصري» و «دوباره اسكندريه و براي هميشه» را در كارنامهي سينمايي خود دارد.
وي آخرين فيلم خود را سال 2007 با نام «هرج و مرج» با همكاري «خالد يوسف» ساخت كه در آن به انتقاد شديد از دولت مصر به جهت سركوب فعالان دموكرات پرداخت. وي در اين اواخر به يکي از منتقدان جدي سياست خارجي آمريکا در خاورميانه تبديل شده بود.
«يوسف شاهين» نوامبر سال گذشته نشان معتبر لژيون دونور را از سفير فرانسه در قاهره دريافت كرد.
وي همچنين در سال 1979 جايزه ويژه هيات داوران جشنواره برلين را براي فيلم «اسكندريه، چرا؟» دريافت كرد.
انتهاي پيام
محاكمه «آدولف هيتلر» در سال 1924 به اتهام دخالت داشتن در يك كودتاي نافرجام فيلم خواهد شد.
فيلم «محاكمه هيتلر» به كارگرداني «برند فشيرائور» كه براي شبكه تلويزيوني BR مونيخ ساخته ميشود، اولين فيلمي خواهد بود كه منحصرا به محاكمه «آدولف هيتلر» ميپردازد.
به گزارش خبرگزاري رويترز، هيتلر در سال 1924 از سوي دادگاهي در مونيخ به اتهام شركت داشتن در يك كودتاي نافرجام كه ميتوانست مجازات اعدام را براي او بههمراه داشته باشد، تنها به 9 ماه حبس در زندان محكوم شد.
او پس از پايان دوران حبس، توانست حزب از هم پاچيده نازي را از نوبسازد. اين درحاليست كه به گفته برخي مورخين، چنانچه مدت حبس هيتلر طولانيتر ميبود، او ديگر فرصتي براي بهقدرت رسيدن دوباره پيدا نميكرد.
اين فيلم قرار است ماه آوريل سال آينده در هشتادوپنجمين سال زندانيشدن هيتلر به نمايش درآيد. فيلمبرداري اين اثر مستند در مونيخ آغاز شده است و ساخت آن براساس مدارك و اسناد اصلي دادگاه محاكمه هيتلر انجام خواهد گرفت.
انتهاي پيام
| |||
|
واكنش بسياري از منتقدان فرانسوي در مقالاتي كه به مناسبت اجراي «عباس كيارستمي» از اين اپرا در رسانههاي فرانسوي منتشر شده، منتقدانه بوده و استقبال خوبي از آن نشده است. | |||
رخشان بنياعتماد كارگردان سينماي ايران، دكتري افتخاري خود را از دانشگاه لندن گرفت.
اين كارگردان سينماي ايران در يادداشتي كه در هنگام دريافت اين دكترا قرائت كرد ُُنوشته است: «خوشحالي من از دريافت اين دكترا بيشتر از اين جهت است كه آن را از دانشگاه لندن ميگيرم كه جايگاه واعتبار شناختهشدهاي به لحاظ توجه به انديشه و هنر انساني دارد و افتخار دريافت اين دكترا را نه فقط متعلق به شخص خود؛ بلكه به تمامي زنان انديشمند ايراني درسراسر دنيا ميدانم.»
اين كارگردان سينماي ايران در قالب مجموعه برنامههايي كه با هدف تقدير از او برگزار شد، 23 فروردين ماه گذشته در لندن كلاس فيلمسازي پيشرفته برپا كرد و حال بعد از چند ماه از برگزاري آن برنامه، مراسم رسمي اهداي دكتري افتخارياش از دانشگاه لندن، امروز ـ اول مرداد ماه ـ برپا ميشود.
كارگردان «روسري آبي»، «زرد قناري» و «خونبازي» به خاطر مشاركت در سينماي جهان و پرداختن به جامعه و فرهنگ ايران مدرك افتخاري دريافت ميكند.
اين كارگردان سينماي ايران كه با دستياري در فيلمهاي «آفتاب نشينها»، «گلهاي داوودي»، «تحفهها» و «تنوره ديو» فعاليت خود را در عالم فيلمسازي آغاز كرد، در دهه 70 با فيلمهاي سينمايي «نرگس»، «روسري آبي»، «بانوي ارديبهشت» و «زير پوست شهر»توانست يكي از جريانسازترين سينماگران اجتماعيساز ايران باشد.
با «نرگس» كه برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني شد و در سالهاي بعد با ديگر فيلمهايش سيمرغ بهترين فيلم، فيلمنامه را گرفت و به نوعي ركوردار دارندگان سيمرغهاي جشنواره شد و با ساخت «گيلانه» نيز بعد از سالها اين اتفاق را تكرار كرد و سال گذشته هم براي «خونبازي» سيمرغ گرفت.
به گزارش ايسنا، بنياعتماد پيش از ساخت فيلمهاي جريانساز به عنوان اولين كار بلند سينمايي در سال 66 «خارج از محدوده» را ساخت كه آن فيلم برنده جايزه جشنواره فيلمهاي كمدي ايتاليا شد و در سالهاي 67 و 68 به ترتيب «زرد قناري» و «پول خارجي» را جلوي دوربين برد تا اينكه در سال 70 «نرگس» را ساخت.
اما او بعد از سالها فعاليت و كارنامه پر كار هنري در يادداشت كوچكي كه دو سال گذشته براي برنامهي بزرگداشتش در سينما تك نوشت؛ آورده بود: بيش از همه، حسرت نگفتهها را دارد.
انتهاي پيام
| |||
|
به نقل از پايگاه اينترنتي «اكتواليته»، «تاميلي جونز» بازيگر سينماي آمريكا قصد دارد فيلمي بر اساس رمان «جزايري بر روي نهر» نوشته همينگوي بسازد كه در آن «مورگان فريمن» و «جان گودمن» بازي ميكنند. | |||


